بحر طویل دیار عشق - سرزمین وحی
یاد اون روزا بخیر پدرا بزرگترا و تموم اهل محل صحبت از کعبه و از مکه که می شد برامون حرفا می گفتن صحبت از مدینه و مکه و از منا می کردن یادی از بقیع و از حرمت زهرا یاد آن امام صادق یادی از امام سجاد و حسن یادی از باقر می کردن برامون خاطره بود ندیده بودیم که بدونیم که چه دیدن چی شنیدن ولی یادتون اگه باشه عزیزان دو سه ماه پیش صحبت از عمره ی دانشجویی و دیدن یار توی هر کلاس و هر جا شد و ما به صداقت نگاه یه پرنده ی مهاجر چون پرستو های کعبه چون کبوتر بقیع همچو یک بچه ی گمگشته ز مادر مثل یک واله و عاشق صف کشیدیم و خدا دعوتمون کرد روز شماریها که کردیم دل به دریا ها سپردیم از همه مال و منال و کس و کارمون رهیدیم پر کشیدیم به تمنای وصال در دوست به امید یک طواف عاشقانه سعی صفا و مروه راهی دیار وحی و مکه و مدینه گشتیم و حالا باید بدونیم زندگی با تموم پبچ و خماش با همه زیر و بماش همه ی غصه ها و همهمه هاش گر چه خیلیها میگن پوچه ولی توی این هجر وطن تو این سفر فهمیدمش دونستمش زندگی صفحه ی شطرنج عجیبیست سربازاش خیلی غریبن فیل و شاه و وزیر و اسب و رخش هر کدوم نقشای پیچیده ای دارن بچه ها زندگی پر از رموزه زندگی پر از سروره خیلی جاهاش که میری پر از غروره مملو از معرفت و شور و شعوره گاهی هم چیزای بی معنایی داره بچه ها سربازای بقیع و مکه رو دیدین چی میگن؟ اونا میگن دعا شره اونا میگن اینا حرفه اونا از دعا و التماس و نوحه و ثنا می ترسن اونا از اسم علی نام حسین و بچه های زهرا می ترسن غیر ازین مترسکا که بعضیا به اشتباهی بهشون میگن آدم خداییش زندگی خیلی عزیزه زندگی خیلی شریفه مکه و مدینه هم خیلی عزیزن بچه ها از غروراش از سروراش یا که از شور و شعوراش از کدوم بگم عزیزان؟ از پیمبر؟ از مدینه؟ یا که از بقیع بگم؟ از احد؟ مسجد سلمان؟ یا که از علی بگم؟ مسجدالنبی؟ قبا؟ باب النساء؟ باب جبریل امین؟ یا گنبد خضراش بگم؟ مسجد غمامه یا مباهله؟ ذو قبلتین؟ یا ز گل دستای ناز مسجدالنبی بگم؟ هجر اسماعیل و رکن یمنی؟ حجرالاسود و رکن حجری؟ یا عراقی ؟ یا که از شامی بگم؟ زیر ناودون طلا؟ غار حرا؟ یا که از مسجد خیف و عرفات؟ خلاصه دنیا اینه خدا اینه زندگی اینه و آری اگه طالب دعایی؟ اگه عاشق خدایی؟ اگه پیغمبرو دوس داری و گر می خوای ببینیش؟ بیا و دل از علائق بکن و رو سوی این نور جلی کن هر چه می خوای هر چه میگن هر چی که شنیده ای تا نبینی معنی اونو نمیتونی بدونی و برات خیلی غریبه ولی وقتی که خودت روبروی گنبد خضرا بشینی یا که در محراب اون پیمبرت نماز بخونی روی قطعه ی بهشتی روی قطعه ی سفه روبروی خونه ی زهرا بشینی میدونی که چه صفایی داره و تا نبینی معنی اونو نمی تونی بدونی هر چه از بقیع بگن هر چه از غربت بگن هر چه از صادق و باقر امام حسن و سجاد هر چه از ام البنین و غربت زهرا بگن تا نری توی بقیع تا نری دعا بخونی و نبینی چه جوری کتابتو میگیرنش توی صفهای نماز بی حرمتیها رو نبینی درد زهرا رو نمیتونی بدونی درد پیغمبر و اصحاب نبی رو نمی تونی که بفهمی پس بیا دنیا اینه علی اینه خدا اینه حتما هم خدا می خواسته که این عمره توی ماه رجب و مولود کعبه نصیب تک تکمون شه تا بتونیم در کنار کعبه ی پاک خدا نغمه ی عاشقی رو سر بکنیم و یادی از مولود کعبه بکنیم و از خدا طلب مغفرت و حج تمتع بکنیم باز هم روز پدر شد روز میلاد علی روز مولود عزیز کعبه شد گر چه گویند همای رحمتش گر چه او حیدر کرار صاحب نهج البلاغست ولی من میگم علیست اگه که شنیده باشید که میگن فاطمه فاطمه است فقط یکیست خدایی علی علیست علی یکیست بیائید یارش باشیم یادش باشیم خودش باشیم کاش می شد ذره ای از خاکش باشیم
لطفی
بحر طویل یکی از قالبهای شعری است که در قدیم بیشتر مورد توجه بوده و لطافت و ظرافت خاصی را داراست . در این وبلاگ که یکی از وبلاگهای هیئت انصارالحسین (ع) میباشد سعی می شود تا این قالب شعری مورد دسترس علاقمندان قرار گیرد. تا کنون 82